پاییز سال هایی که خانوم جان شالگردن می بافت و ما از مغازه دایی جان ناپلئون دفتر بر می داشتیم،پاییز سالهای رفته،سالهایی که پنجره اتاق مان مشرف به دبستان دخترانه بهشت بود،شیفت عصر که تعطیل می شد پنجره را باز می گذاشتیم، جیغ های کلاس اولی ها،خنده های کلاس پنجمی ها،همه و همه می نشست رو سینی چای عصرگاهی مان،قندپهلو ترین چایی های زندگی مان را تجربه می کردیم،آن زمان ها اینقد بلند مرتبه سازی و نماهای کلاس
برچسب: سرونازه,
نویسنده: حسین شجاعی
تاريخ: چهارشنبه
5 مهر
1396 ساعت: 13:11